خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





29ماهگی دلبندم

    آنقدر بی نهایتی این روزها، آنقدر روان، که می خواهم بمیرم برایت...

    راه که می روی، عشق می ریزد از وجودت!

    از لبانت، چشمانت، صورت زیبایت وکلامت ...

    به آغوشم می کشی، در نهایت مهــــــــر...

    می بوسی ام!

    و جهان برایم در لبان گرمت خلاصه می شود...

    عااااااشقانه سر می دهی برایم...

    تیر خلاص را آن وقت می زنی، که می گویی: "مامان عاشقِتم" "دوستت دارم"

    و همان جا، قلبم دلش ایستادن می خواهد... ایستادن تمام دنیا را!

    که همه چیز بماند و نرود، که تو باز هم بگویی...

    که من بتوانم بفهمم... باور کن!

    النا ، تمام هستی ما ؛

    نفس بکش؛باشادی وسلامتی زندگی کن

    مارا دمی رها مکن...

    نفس بکش؛عشق بورز

    تمام جان و روح ما .

    نگاه کن مارا ، نگـــــــــــاه!

    که چشم در نگاه تو، دوباره زنده می شود

    که صبح و روز ما  تویی...

    عزیزتر از جان بیست ونه ماهگیت به شادی....

    من وباباجون عاشقتیم....

     

    عشق یعنی همین...

    تو رقص برگهای زرد و نارنجی پاییز...

    تو بخندی...

    تو شاد باشی ...

    و من

    از خنده های تو

    از شادی های  تو

    حظ کنم...

     

     

     

     

     

     


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : تمام ,
    29ماهگی دلبندم

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده